الشيخ محمد الصادقي الطهراني
105
فقه گويا يا فقه سنتى ، فقه پويا يا فقه بشرى؟! (فارسى)
قضاس فيما بين است زيرا ارزش بدنى زن نصف مرد است و تنها - تا حد امكان - مىتوان نيمى از كل بدن مرد را - در صورت نمردنش - فلح كرد و يا قطع نمود ، جان هم نه خريدنى است و نه فروختنى كه با نصف خونبهاى مرد بتوان او را در برابر كشتن زن خريد ! ولى اگر زنى متعمّداً مردى را بكشد ، كشته مىشود و نيمِ ديگر از خونبهاى مرد را از تركه او ، يا از بيتالمال بايد بپردازند . و چون در مجازات قتل برابرى شرط است ، اگر - مثلًا - چند نفر در كُشتن يك شخصى شركت كنند ، اينجا در صورت عدم امكان قصاص نسبى در مورد هريك از شركاى قتل تنها خونبهاى او را بايد بپردازند ، نه اينكه وارث مقتول بتواند با پرداختن خونبهاى اضافى هرچند نفر را به كشتن بكشاند ، زيرا « فَمَنْ اعْتَدى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَااعْتَدى عَلَيْكُمْ » « 1 » « النَّفْسَ بِالنَّفْسِ » « 2 » « وَمَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِيِّهِ سُلطاناًفَلا يُسْرِفْ فِىالقَتلِ إنَّهُ كانَ مَنْصوراً » « 3 » اين سه نص قرآنى چنان كشتار چند برابرى را محكوم مىسازد ، و رواياتِ گوناگون هم در اينباره بايد بر قرآن عرض گشته و آنچه موافق آن است پذيرفته شود . « 4 » مسألهى 104 - در بريدن و يا مجروح كردن اجزاء بدن مردان همان دو برابرى نسبت به زنان ثابت است ، بر خلاف گفتهى گروهى كه : از يك تا سه انگشت زن بهاى مردانه دارد ، و از چهار انگشت بهبعد بهايش زنانه
--> ( 1 ) - سورهى بقره ، آيهى 194 . ( 2 ) - سورهى مائده ، آيهى 45 . ( 3 ) - سورهى بنىاسرائيل ، آيهى 33 ( 4 ) - برحسب نقلى از امام رضا عليه السلام كه در صحيفهى بزنطى « فرمايد » نه ، هرگز ، زيرا خدا مىفرمايد : « فَلايُسْرِفْ فىالْقَتْلِ » و كشتن چند نفر براى يكنفر اسراف در قتل است .